سروده های قاسم اردکانی

::: با تو می شود نوشت، می شود شروع کرد ... باز هم به نام دوست، ابتدای دیگری :::

سروده های قاسم اردکانی

::: با تو می شود نوشت، می شود شروع کرد ... باز هم به نام دوست، ابتدای دیگری :::

سروده های قاسم اردکانی

احتمالا اینجا فقط شعر درج بشود

آخرین مطالب

::: روح خدا معلم ما بود و یاد داد... :::

پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ۰۷:۰۴ ق.ظ

به نام دوست


گاهی نمی شود به غزل اکتفا کنیم
باید زبان سرخ تری دست و پا کنیم

دنبال واژه ای به بلندای آسمان
باید زمین سوخته را جابجا کنیم

زخمی ست چشم منتظر مادران، بیا
با استخوان کوچکی آن را دوا کنیم

بابای قصه هاست که اینگونه آمده ست
دختر نمی پذیرد اگر ادّعا کنیم

کم کم تمام مرثیه ها زنده می شوند
وقتش رسیده قافیه را کربلا کنیم

"گویا عزای اشرف اولاد آدم است"
باید تمام اهل عزا را صدا کنیم

باید که از لهوف بخوانیم جای شعر
تا واژه واژه خیمه ی ماتم بپا کنیم

...

این امتداد سرخ که از کربلا بپاست
راه سعادت است مبادا رها کنیم

روح خدا معلم ما بود و یاد داد
در عاشقی به خون خدا اقتدا کنیم

تا اینکه پیش پای بهاری که پیش روست
با افتخار هستی خود را فدا کنیم

۹۲/۱۱/۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰
قاسم اردکانی

نظرات  (۱)

سلام

خوزان به روز شد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی