سروده های قاسم اردکانی

::: با تو می شود نوشت، می شود شروع کرد ... باز هم به نام دوست، ابتدای دیگری :::

سروده های قاسم اردکانی

::: با تو می شود نوشت، می شود شروع کرد ... باز هم به نام دوست، ابتدای دیگری :::

سروده های قاسم اردکانی

احتمالا اینجا فقط شعر درج بشود

آخرین مطالب

::: ناکجا :::

جمعه, ۱ فروردين ۱۳۹۳، ۰۲:۰۰ ب.ظ

به نام دوست


اصلا غزل کجا و هوای شما کجا؟

این واژه ها کجا، غم بی انتها کجا؟


امشب تمام قاعده ها را به هم زدم

این سبک های کهنه کجا، حال ما کجا؟

دارم به شانه دار خودم را تمام عمر

عشقت کشیده پای سرم را به ناکجا!


من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر

بیگانه ها کجا، سخن آشنا کجا؟


باران گرفته است که من هم گرفته ام

این قطره ها کجا، تب این بغض ها کجا؟

تحویل سال93
۹۳/۰۱/۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
قاسم اردکانی

نظرات  (۲)

دوستان نمیدونن. ولی حاج قاسم خودش به من گفت که بعد از مدت زیادی که در عالم معنای شاعرانه ها لطیفه ای از دوست نرسیده بود، بالاخره عنایتی شده و لحظاتی قبل از تحویل سال نو این غزل بر زبانشان جاری شده است.
و من عاشق آن بیت "به اختلاف روایت" شدم.
تو دیوارنوشته های مسجد روستای طازران هم که به قول خیلی از بچه های اردو جهادی دلنوشته های بچه هاس، مصرع اولش رو به یاد حاج قاسم نوشتم.
حاجی دوستت داریم.
بازم بشعر(یعنی شعر بگو)
یا علی مدد
۲۸ فروردين ۹۳ ، ۰۶:۳۱ به یادش و به یاریش
باران گرفته است که من هم گرفته ام

...
سلام و عرض تبریک سال نو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی