سروده های قاسم اردکانی

::: با تو می شود نوشت، می شود شروع کرد ... باز هم به نام دوست، ابتدای دیگری :::

سروده های قاسم اردکانی

::: با تو می شود نوشت، می شود شروع کرد ... باز هم به نام دوست، ابتدای دیگری :::

سروده های قاسم اردکانی

احتمالا اینجا فقط شعر درج بشود

آخرین مطالب

::: من و قلم که از این بغض جان به لب شده ایم :::

دوشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۴۰ ق.ظ

به نام دوست

دوباره واژه ندارم برای گفتن تو
و مانده ام چه کنم با هوای گفتن تو

ردیف و قافیه کمیاب می شود یا من
هنوز کمترم از ادعای گفتن تو؟

من و قلم که از این بغض جان به لب شده ایم

چگونه گریه نباریم پای گفتن تو

من و قلم که از این بغض جان به لب شده ایم
شکسته ایم و نداریم نای گفتن تو

کشان کشان به دل کوه می رود خورشید
چه سخت می گذرد لحظه های گفتن تو

کسی شبیه تو در من ترانه می خواند
و گوش می شوم آخر به جای گفتن تو

۹۳/۰۹/۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
قاسم اردکانی

نظرات  (۱)

۰۷ آذر ۹۳ ، ۲۲:۳۱ ‫به یادش و به یاریش‬‎
کشان کشان به دل کوه می رود خورشید
چه سخت می گذرد لحظه های گفتن تو
سلام و احترام
بیت سنگینی است. وزن و استخدام واژه ها  به خوبی در خدمت انتقال این حس است..

و گوش می شوم آخر به جای گفتن تو...
و مقطعی خوب و بجا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی